شمس الدين محمد بن محمود آملي
308
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
بى خود گردد . اسب اتفاقست كه بعد از آدمى هيچ حيوانى بهتر از اسب نيست و بهترين اسبان اسب عربيست . گويند اول اسبى نامدار كه در ايام عرب پديد آمد اسبى بود از اسبان سليمان عليه السّلام و سبب آن بود كه قومى از جانب عمان براى ساختن مهمات پيش سليمان رفتند چون حاجت ايشان بانجاح مقرون شد وقت مراجعت گفتند اى پيغمبر خدا از اينجا تا ديار ما مسافت بسيار است زادى فرماى تا ما را به منزل رساند . سليمان عليه السّلام اسبى بديشان داد و گفت بهر منزل كه فرود آئيد چندانكه خواهيد با او صيد كنيد كه صيد ازو نجهد ايشان بهر منزل كه فرود ميآمدند چندان صيد ميگرفتند كه ايشان را كفاف دهد آن اسب را آزاد نام نهادند چون نام او در عرب منتشر شد آن اسب را بر ماديان خود انداختند و ازو نتاج گرفتند و اسبان عرب از آنوقت باديد آمدند . و در كتب بيطره مذكور است كه غايت عمر اسب تا سى و دو سه سال است اگر گردن و روى او دراز و سينه فراخ و چشم خوب و صافى و شيهه او به آواز خروس ماند آن اسب را عمر دراز بود . و همچنين اگر ميان منخرين او مربعى باشد بر اينوجه : يا شكلى بر اين صورت يا بر اينوجه . آن اسب بسيار نيك باشد و بسيار بماند و اگر چشم او زشت و قبيح منظر و مختلف خلقت بود عمر او كوتاه بود . و اسب بايد كه دراز باشد و پيشانى او پهن و گوش او بايد كه كوچك باشد و كم موى پيوسته قايم و در تاريكى نيك رود و بياض چشم او بايد همچو مرواريد بود و لب بالا اطول از زيرين و بايد كه دهنش كوچك باشد كم موى و اطراف دندانهاى او مايل با داخل دهن و لعابش اندك و گردنش همچو گردن